ابراهيم عاملي ( موثق )
164
تفسير عاملي ( فارسي )
مرو در پى هرچه دل خواهدت كه تمكين تن نور جان كاهدت « لكِنِ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ » 162 بيشتر مفسّرين گفتهاند : مقصود عبد اللَّه ابن سلام و ياران او است ، و ابو الفتوح گفته است بحيراى راهب هم مانند آنها و از دسته ى آنها است . كشف الأسرار نوشته : راسخان در علم ايشانند كه انواع علوم ايشان را حاصل شده ، علم شريعت ، علم طريقت ، علم حقيقت ، علم شريعت آموختنى است ، علم طريقت معاملتى است ، علم حقيقت يافتنى است . علم شريعت را گفت « فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ » علم طريقت را گفت « وَابْتَغُوا إِلَيْه الْوَسِيلَةَ » علم حقيقت را گفت « وَعَلَّمْناه مِنْ لَدُنَّا عِلْماً » حوالت علم شريعت را با استاد كرد ، حوالت علم طريقت را با پير كرد ، حوالت علم حقيقت را با خود كرد . فخر : راسخ در علم كسى است كه با فكر و استدلال چيزيرا ميپذيرد و گفتار و تشكيك ديگران در او اثر ندارد ، و غير راسخ او است كه بتقليد پذيرفته است و بسخن ديگران از راه برميگردد . « وَالْمُؤْمِنُونَ » 162 فخر : ممكن است مقصود مردم صالح مسيحى و يهودى باشد ، و ممكن است مقصود مسلمانان مهاجر و انصار پيغمبر ( ص ) باشند . « وَالْمُقِيمِينَ الصَّلاةَ » 162 اين جمله بايستى مطابق جمله هاى جلو « مقيمون » با واو تلفّظ شود ، و جهت اينكه با ياء تلفّظ شده است ، مفسّرين چنين نوشتهاند طبرى گفته است : زبير گفت : بابان بن عثمان گفتم چرا « راسخون و مؤمنون و يؤمنون و مقيمين » نوشتهاند ؟ گفت : چون نويسنده تا آنجا نوشت « ما اكتب » يعنى چه بنويسم ؟ به او گفتند « اكتب و المقيمين » . عروة بن زبير : جهت اينرا از عايشه پرسيدند . او گفت خطاى نويسندگان است ، و نقل كردهاند : در قرائت عبد اللَّه مسعود « المقيمون » با واو بوده است ، و بعضى از مردم بصره و كوفه كه متخصّص در علم نحو بودهاند ، گفتهاند : اين كلمه صفت است براى « راسخون » و بايد با واو باشد ، ولى چون فاصله ى ميان صفت و موصوف زياد شده است و